بررسی کتاب «تمام جهان در من است» اثر «ایمان سرورپور» - قسمت اول
به جهان من بیا
برایت یک فنجان چای ریختهام
جهانم را به نظاره بنشین
جهانی که سراسر بازی نور است و تاریکی، شب و روز، گرمی و سردی
هم خورشید سوزان را در خود جای میدهد و هم پُر است از سیارههای سرد و خاموش
این تمام جهان من است … تمام من
چیزی جدا کردنی نیست، من شیفتهی این جهانم با تمام سردیها، خاموشیها و تاریکیهایش چرا که باور دارم این تاریکی شب است که به ستارهها مجال درخشش می دهد …
این جملات بخشی از جملات پشت جلد کتاب «تمام جهان در من است» نوشتهی «ایمان سرورپور» است که خواننده را کمی با نام کتاب و محتوای آن آشنا میکند. ایمان سرورپور در این کتاب به خودشناسی عمیق پرداخته و کتاب را به ۴ بخش زیر تقسیمبندی کرده است:
به جرئت میتوان گفت که مسیر خوشبختی و موفقیتی که بسیاری از نویسندگان بنام و مشهور جهان در کتابهای خود معرفی کردند با مسیری که ایمان سرورپور متصور شده بسیار همپوشانی دارد با این تفاوت که او موفقیت را در گرو خودشناسی میداند و برای آن راه میانبری قائل نیست.
فارغ از یک جریان خطی واحد که کل کتاب را شامل میشود و به تمام مفاهیم مطرح شده در کتاب انسجام میبخشد، سرورپور با جملات ناب، عمیق و بسیار دلنشین به این جریان، رنگ و بویی متفاوت میافزاید. کاملاً شبیه یک بوم نقاشی که جزء جزء آن را رنگهایی تشکیل میدهد که زیبایی اثر را دوچندان میکند.
ایمان سرورپور در فصل اول برای شروع مسیر موفقیت جملهی زیبایی دارد:
اگر میخواهی هیچ وقت ناامید نشوی به بزرگترین طرفدار خود تبدیل شو، این گونه دست کم آسوده خاطری که روزی حتی اگر تمام جهان، تو را تنها گذاشت یک نفر تا همیشه پای تو و رویاهایت خواهد ایستاد و تو را تنها نمیگذارد. هیچ گاه نبود ابزار و امکانات را بهانه نکن چرا که شرایط هرگز در ابتدای کار برایت کاملاً مهیا نخواهد بود.
ابتدا به بررسی فصل اول و مفهوم هدف و موضوعات پیرامون اون، از زبان «ایمان سرورپور» میپردازیم.
هدف چیست؟
آن نیرویی است که در دل و ذهن تو جاری میگردد تا آن را محقق سازی بی آنکه در مسیر متوقف شوی.
نگذار شرایط روی تو اثر بگذارد، تو خود قادری شرایط را برای خود و دیگران تغییر دهی پس صرفاً گیرنده نباش. توقع و انتظار از هر کس جز خودت اشتباه است چرا که به مرور تو را به فردی بهانهگیر تبدیل میکند، کسی که نداشتههایش را بهانهای برای تلاش نکردن و نرسیدن میداند
آیا اصلاً شرایط عالی وجود دارد؟
اگر گمان میکنی شرایط و امکانات مهیا نیست و اگر منتظری فرصتی مناسب در خانهات را بزند این انتظار بیهوده است.
هر فرد موفقی که امروز مورد تحسین توست، روزی در میان تمامی مشکلات و اغلب در بدترین شرایط، یک تصمیم سرنوشت ساز و سخت میگیرد.
چرا میگوییم سخت؟
چون موفقیت تضمینی ندارد جز رها نکردن خواسته تا رسیدن به موفقیت نهایی و اصلاً قرار نیست مسیر، خالی از چالش باشد.
باید هدف را در قلب دید و از مه جاده نهراسید
افرادی که هدفگذاری میکنند و برای دستیابی به رویایی، هر اندازه دور، بلند میشوند و مسیری را در پیش میگیرند، نه فارغ از مشکلات هستند و نه در شرایط ایدهآل زندگی میکنند و نه پشتشان به حمایت این و آن گرم است، آنها تنها روحیهی طلبکارانه را کنار گذاشته و اعتماد به نفس را از دیگران گدایی نمیکنند.
رسیدن به هدف تنها یک قید دارد و آن، خواستن است. وقتی چیزی را به همهی وجود بخواهی بالاخره وسیلهاش را خواهی یافت حتی اگر آن وسیله جایگزین دو دست برای نواختن ویولون باشد
جنگجویی را تصور کن که در نبردی نابرابر سپر و شمشیرش را از دست داده؛ اگر تو به جای این جنگجو بودی صرفاً چون شمشیر نداشتی، تسلیم مرگ میشدی یا نه با هر وسیلهای حتی شده یک تکه چوب شکسته به نبرد برای زندگی ادامه میدادی؟
شناخت ما از نقاط ضعف و قدرتمان نیاز به توازن دارد. اوج هنر و آگاهی هر فرد جایی آشکار میشود که با تکیه بر نقاط قوت خویش، به سراغ ضعفهایش میرود چرا که گاهی نابترین استعدادهای هر فرد در ابتدا نقاط ضعف او به حساب میآمدند.
یافتن نقاط قوت میانبری برای چیرگی بر نقاط ضعف و ضعف چراغ راهنمایی برای درخشیدن است.
اگر درخشیدنی باشد در نقاط ضعف تو نهان شده. همان تاریکترین نقطهی وجودت که همیشه از قدم نهادن در آن میهراسی.
من باور دارم زیباترین هدیههای پروردگار در زرورقی از ترس پیچیده شدهاند.
محمدامین محمدی
من این کتاب رو با خوندن این پست شما خریدم و خوندم و مرسی بابت این که کتاب رو معرفی کردید ??
نازنین
جناب محمدی خوشحالیم که دوست داشتید کتاب رو و اون رو تهیه فرمودید ? امیدواریم که همیشه در زندگی و کسبوکارتون موفق و مؤید باشید ?